تبلیغات
بانكدار - دولتمردانی محاصره شده در بین طرفدارانشان

امروز:

دولتمردانی محاصره شده در بین طرفدارانشان

بنازم به نازنینی که به نازش ننازد

توصیه می کنم مطلبd را که در 23 شهریور 1386   و از سایت بازتاب برایتان درج کرده بودم به خاطر بیاورید و اگر میتوانید وقتی بگذارید  و آن را دوباره بخوانید.

مطلب مورد نظر  اتفاقات سیاسی دوران انقلاب را از دیدگاه جنگهای طبقاتی به قلم کشیده است .این حقیر که در جستجوی اینترنتی خود با توجه به بسته شدن سایت بازتاب و جانشینی سایت تابناک به جای آن نشانی از مقاله برای یافتن نویسنده پیدا نکردم لذا اگر شما خوانندگان گرامی نویسنده را می شناسید اعلام بفرمایید تا سرقت نام نیابد.:  ضمن این که آدرس آن را برای شما می گویم

http://banker.mihanblog.com/post/13

نوشتاری را که از یکی از دوستان اینترنتی  به دستم رسیده است برایتان درج می کنم. این مطلب نوعی اقتصاد سیاسی بود که با تغییراتی به صورت یک مقاله اجتماعی درآمد. البته آن متن با زیرکی دوران 10ساله اول پس از  انقلاب از 57 تا 67 را به کناری نهاده بود و شروع  نقش مردم در دموکراتیزاسیون و تاریخ انقلاب را از ابتدای دوران هاشمی بررسی کرده بود. هنوز انقلاب با خطراتی مانند کودتای نوژه درگیر بود که  اتش جنگ افروخته شد و به سرعت هرگونه خواسته سیاسی  حتی مردمی ترین آنها غیر مشروع تلقی گردید. دوران جنگ اجازه بروز هرگونه تغییر بنیادین در سطح دموکراسی هدایت شده انقلابی را همراه با درخواست  مردم برای حضور در کاست قدرت محدود نمود . گرچه انقلابیونی از طبقات فرودست نیز به حاکمیت راه یافته بودند با این حال شاخصه همگی ایشان وابستگی به نهاد روحانیت و طرفداری سنت گرایی در مقابل مدرنیسم بود. همان گونه که «میشل فوكو» انقلاب اسلامی را یك واكنش در مقابل اندیشه مدرن به شمار می آورد و به همین جهت حتی برای فهم آن به ایران هم سفر كرد.

به هر حال نویسنده طبقه نوظهوری را یاد کرده بود که در زمان 8 ساله هاشمی مجال حظور یافت (هشت سال برای پیدایش طبقه متوسط نوخاسته و رقم زدن حماسه دوم خرداد) و به تدریجی چنان وضعیتی یافت که  در انتهای این دوران  به چیزهایی بیشتر از معاش حداقلی می اندیشیدند. طبقه ای که مطالبات نوینی داشت و اگرچه معتقدات دینی داشت اما بعضی از اعضای این طبقه نگاه مدرنی به همه چیز حتی دین داشتند.  نمی خواستند نوشتن تاریخ را باز هم به حاکمان واگذارند تا فرایند «مشروطه خواهیِ شکست خورده» بیش از این استمرار یابد  و درچنین شرایطی   که همه مطالبات اجتماعی، «طبقه متوسط شهری» در سطح «سیاست و قدرت» پاسخی درخور شان خودرا نمی یافت، طبقه متوسط احساس کرد، نقشی در سیاست و قدرت کشور ندارد. این احساس «طردشدگی» طبقه متوسط  در دوم خرداد 76 به ناگاه در نسبتی با نخبگان، جوانان، زنان و حتی طبقات حاشیه‌ای تبدیل به گفتمان «خاتمیسم» شد و «حماسه دوم خرداد» را سبب شد که نماد «توسعه سیاسی»، «نخبه گرایی»، «تحصیل مداری» و «جامعه مدنی» بود. و دوره هشت ساله خاتمی شروع شد ودر این دوران طبقه متوسط شمال با اعمال خود و روزنامه های خود دیگر گروههای بازنده را تحقیر می کنند این است که حادثه کوی دانشگاه رقم زده می شود.  اما آه از نهاد طبقه پیروز نیز برآمد زیرا اکثریت قاطع  و بدون بحث ایشان در هر دو دوره رای گیری 1376 و 1380  دراین دوران از یک سو توسط خود خاتمی نادیده گرفته شدند و از سوی دیگر توسط ارکانی از قدرت که به خاتمی باج نخواهند داد به کناری نهاده شدند .  هشت سال ریاست جمهوری «خاتمی» با آراء بسیار بالاتر از حد انتظار و گفتمان مسلط طبقه متوسط، برای ایشان نتیجه درخور توجهی نداشت  لذا این دوران موجب سرخوردگی طبقه مورد نظر گردید. ناکامی خاتمی  نه ناگهانی بلکه به تدریج رقم زده شد تا نوعی غمگین  از ناکامی که به معنای «ناامیدی» طبقه متوسط شمال و نخبگان شهری بود رقم زده شود. (دوره هشت ساله دوم را باید دوره ای نامید که تا انتهای آن سرخوردگی طبقه متوسط شمال نظر رقم زده شد و طبقه متوسط دیگری که قرابت بیشتری با جنوب داشت شکل و سامان گرفت)

  از سوی دیگر در دوران خاتمی در «جنوب تهران» و «شهرری» طبقات فرودستی بودند که در عین «مشارکت خواهی» و«سامان نیافتگی»  طی دوره هشت ساله خاتمی با چراغ خاموش سامان خود را پیدا کردند اما  این طیف در طی دوران گذار کشور رو به دموکراسی  نقش موثری نخواهند داشت و تنها می توانند پوس موز و یا ترمز سنت را زیر پای مدرنیته قرار دهند. چرا که  مشارکت خواهی اش  به هیچ عنوان ارتباطی با گفتمان طبقه متوسط شهری و شاخص‌های این طبقه یعنی «تحصیل» و «ثروت» ندارد.قرابت ایشان یا با حداقل معاش روزانه است ویا  با آموزه های سنتی که از قدیم داشته اند و در طی دوران پس از انقلاب نیز بیش از هرزمانی به ان دامن زده شده است. جلسات به شدت سیاسی شده مداحان معروف که پیاده نظام مورد نیاز برای حمله به کوی دانشگاه را تدارک می دید و در اوج خود  ترور سعید حجاریان توسط یکی از اهالی «شهرری» را رقم زد آغاز حضور جدی این طبقه در متن سیاست ایران بود.  ایشان  به مانند «طبقه متوسط شمال» که با کوتاه آمدنهای مکرر خاتمی احساس «طردشدگی» نموده و سرخورده از دولت  اصلاحات  بودند از زاویه ای دیگر از دولت خاتمی سرخورده شدند"((نان و معاش بعلاوه عدم درک کورسوی مدرنیته که به کشور باز گشته بود))" ، بنابر این  طبقه ای جدید همراه با احساس «سرکوب» و «طرد» از سوی «گفتمان حاکم در دولت خاتمی» ظهوری ققنوس وار را  آغازیدن کرد. «طبقه متوسط جنوب» نه علاقه زیادی به «تحصیل و کارشناسی» و بیانات روشنفکری «دوران خاتمی» داشت  و نه بهره زیادی از ثروت تولید شده و آمارها و عدد و رقم‌های سازندگی «دوران‌هاشمی» . بنابر این با هر گونه نهادهای چنین گفتمانی سرستیز برداشت. شکست فاحش و واگذاری میدان رقابت از سوی طرفداران خاتمی به گروه ناشناخته آبادگران در انتخابات شورای دوم شهر تهران زنگ خطر و هشداری بود برای اصلاح طلبان که جدی گرفته نشد. تا در انتخابات مجلس هفتم دایره قدرت اصلاح طلبان محدود به میز بی اختیار ریاست جمهوری گردد.  البته هنوز هم این دوستان نتوانسته اند کمی منطقی شده و حتی  کامنتهای دوستان خودرا نیز در کنار کامنتهای دشمنانشان بر تیغ سانسور متنور می فرمایند. تنها برخی کامنتها که مجیز ایشان را می گوید از برکت تایید برخوردار می گردد در غیر این صورت  همه دشمن هستند و هیچ حرفی دلسوزانه نخواهد بود اگر مجیز نباشد در اینجا می توانید کمی مجیز دوستانی را بگویید که افتخاری جز گروگان گیری در سابقه شان پیدا نمی شود    d ابتکار سبز d

 طبقه جنوب در آن سالها شناسایی و ساماندهی  شده و توسط طیفی که در  شورای شهر دوم حاکمیت خودرا تثبیت کرده بودند در سال 1384   مورد بهره برداری قرار گرفت. حتی در طول 4 سال بعدی نیز تمامی خواسته های این طبقه جدید و حاشیه ای (از قبیل مبارزه با رانت و مافیا و توزیع پول نفت و سهام شرکتهای کاپیتالیستی و....) در متن قرار گرفت در حالی که نه تنها طبقه متوسط شمال در حاشیه قرار گرفت بلکه حتی نخبگان  نیز به حاشیه رانده شدند. چرا که گفتمان دیگری حاکم شده بود و نمی بایست تکنوکراتهایی که قرابت بیشتری با طبقه متوسط دارند عهده دار امور مهم کشوری باشند. «کاست مدیریتی» که تمامیت  جمهوری اسلامی  16 سال برای آزمون و خطاهای پر خرج  آن هزینه نموده  است به کلی ویران میشود و «کاست در قدرت و برای قدرت» را ایجاد می‌کنند.

اینجاست که  باز هم طبقه شمالی ها احساس خطر می کند و به میدان باز می گردد طبقه متوسط شمال از واگذاری قدرت و بی تحرکی ناشی از سرخوردگی در خرداد 84 پشیمان گردیده ، دوباره برای تعیین تکلیف و کسب جایگاه  به میدان باز می گردد و اما این بار دوران 4ساله  دولت نهم کوتاه تر از آن بوده است که کاست  پیرامونی به متن کشیده شده را سرخورده کرده باشد. شمالی ها نمی دانند که دیگر جایی برای ابراز وجود نخواهند یافت زیرا  در مقابل موج خرد کننده طبقه جدید که تمامی کشاورزان  و دیگر فرودستان جامعه را با خود همراه نموده است مجالی برای تغییر آنچه را که 4 سال قبل  خود ناظر ساکت آن بوده  نمی یابد. اگر ادعای تقلب موضوعی باشد که  حاکمیت  آن را به شدت تکذیب می کند اما توزیع سیب زمینی رایگان و سهام عدالت و ..... در شبهای قبل از رای گیری  کاری نیست که توسط دولت رد شود.  شبهات زیاد هستند و اعتراض به فرایند انتخابات بسیار بنابر دو طبقه در خیابان رودررو خواهند شد. و اگر دفعه قبل سعید عسگر بازنده ای بود که اسلحه را به روی سعیدی سرمست از قدرت نشانه رفت  اینبار  سعیدهای بسیاری هستند که  منافع مشهود و غیر مشهودشان با حاکمیت پیوند خورده است  و  کامروایی را در ان می بینند که به انتقام آنچه 8 سال تداوم داشته است سعیدهای و نداهای سرخورده را  در طیف سبز تحقیر  کنند.

دولت نهم در 4ساله اول از 8 ساله سوم با بکار بردن حساب ذخیره ارزی و سیاست چماق و هویج نه تنها تمام توش و توان خودرا برای  جذب حداکثری و دفع حداقلی بکار بست بل حتی می توان ادعا نمود که آینده اقتصادی کشور را نیز به پای  تقویت اردوگاه خود ریخت . البته نه تقویت کیفی بلکه تقویت عددی و هرآنچه لازم بود بکار بست تا دولتش مستعجل نباشد. لذا طبقه جنوب حداقل تا ابتدای دولت دهم در اردوگاه ایشان ماندند. اکنون دیگر  مشخص نیست که آیا تداوم سیاست «هویج برای حاشیه ای که به متن تبدیل شد» در کنار «چماق برای متنی که به حاشیه تبدیل شده» نتیجه مطلوبی داشته باشد لذا با استفاده از حوادث پس از انتخابات سعی بر حذف همیشگی مخالفان سنت یا به عبارت دیگر مدرنیستها دارند. آحاد طیفهای منتسب به طبقه اخیرالتاسیس اگرسرمست از پیروزی نیستند حداقل سرخورده هم نیستند. زیرا 4 سال بی آن که دغدغه های یک طبقه متوسط واقعی را داشته باشند و با اقتباس از منطق اقتصادی دل در گرو خصوصی سازی برای رفع مشکلات داشته باشند از سهام عدالت بهره مندگشته و پول نفت یا حداقل شعار نفت را بر سر سفره خود حس کرده اند و اگر هم کاستیهایی را حس کرده اند باور کرده اند که رقیب تمام تقصیر را مرتکب شده است. ایشان در آشوبهای بعد از انتخابات بعنوان پیاده نظام حاکمیت وارد بازی شده اند  و در بازی گرگم به هوا ضمن برخورداری  از حمایت قوای نظامی و شبه نظامی  کمی هم لذت برده اند و کمی هم تحقیر خود در گذشته دور و نزدیک را جبران کرده اند. طبقه متوسط شمال احساس کرده است که نماینده شایسته ای را برای رهبری و طرح خواسته هایش ندارد بنا بر این اشوب یا فتنه هرچه که بنامیدش فروکش کرده است و  اکنون سیاست جناح پیروز این است که حوادثی چون کهریزک تداوم نیابد ویا با قربانی نمودن  برخی از مهره های سوخته همچون رجب پور یا مرتضوی و... راه را بر ریزش نیروها ببندد . برای بلند مدت نیز لازم است علوم انسانی محدود گردند تا همانند گذشته تئوری ارباب رعیت در جامعه نهادینه باقی بماند راوی اصلی سوم شخص غائبی باشد که پرداختهای توجیهی هیچ نوع اول شخصی را نپذیرد، چه متکلم وحده باشد، چه متکلم جمعی! و مواجهه حق و تکلیف دیالکتیک پرهزینهء سیاسی و اجتماعی جامعهء باشد و پرستیدن و حقیر بودن به عنوان ارزشی برای اشرف مخلوقات محسوب ‌شود و...

با این همه کتمان پذیر نیست که  سیاستهای اقتصادی هویج گونه قبلی هم برای بهره برداری مداوم  دولت از گرده فرودستان  قابلیت استمرار نداشته و بالاخره می بایست قدم در راه توسعه بگذارند. توسعه ای که  سفت شدن کمربندها را ناگزیر نموده و در این راه ضعیف ترین حلقه ها را مجبور به تحمل شقاوتهای توسعه و در مرحله بعد ریزش آرای ایشان نماید. تازه اگر هم رئیس دولت دهم مانند پوتین  در روسیه تا 4سال بعد به  آراء مردم نیازی داشته باشد اما مدودف یا نمونه ایرانی آن یعنی کسی مانند مشایی باید از حمایت این طبقات برخوردار باقی بمانند . به هرتقدیر میتوان فرمان سفت کردن کمربندهارا شنید. بر همین اساس حساب ذخیره ارزی بدل به صندوق توسعه ملی می گردد و دولتی که 4سال پی در پی فریاد تثبیت قیمتها را صادر می فرمود از دولت تعدیل هم رادیکال تر شده.  وقصد دارد یکباره قیمتهای برق و اب را دوبرابر آنچه که مجلس صلاح می داند افزایش دهد. این دولت  و تیم اقتصادیش یا میدانند که چه می خواهند و با این کار قصد گرفتن هزینه واقعی انرژی از  طبقات بالایی برای انتقال آن به جنوب را دارند و یا اینکه نمی دانند چه میخواهند زیرا ممکن است در انتقال ثروت و جریان پول از شمال به جنوب موفق نبوده و همه مردم را رودرروی دولت قرار دهد.

خلاصه این که اعتراضات و سرکوبهای اخیر نبرد بین سنت و مدرنیسم است و  مدرنیزاسیون در شرایط امروز ما به مثابه یک نبر فرهنگی، سیاسی و حتی بعضا امنیتی ست که اقتصاد سیاسی نقش تعیین کننده ای در آن را بازی خواهد کرد. با این همه  سوالات اساسی  مطرح شده در مقاله سال 1386  که مواردی برای برآورد کنشها و واکنشهای طبقات مختلف در سالهای حاضر بوده اند برخی پاسخی هرچند ناتمام را یافته اند :

آیا دوباره به مانند دوره خاتمی، طبقات طرفدار دولت ناامید می‌شوند؟ (خیر)

* آیا باز طبقات حاشیه‌ای که این باره متعلق به متوسط شهر هستند، به متن باز خواهند گشت؟(بله اما بدون دستاورد)

* در شرایط بازگشت طبقات متوسط شهری، آیا قرائت‌های دقیق تری از «اصولگرایی» می‌تواند، این طبقات را جذب کند و یا «اصلاح طلبان» دوباره از این شرایط بهره می‌گیرند؟(خیر)

* آیا بهره‌هایی آزاد از «اصولگرایی» و «اصلاح طلبی» می‌تواند پاسخگوی نیاز اقتصادی طبقه جنوب و نیاز اجتماعی طبقه متوسط باشد؟ (تاکنون نه)

و سئوالات اساسی دیگری طرح شده اند :

آیا برای تداوم طرفداری طبقات گرداگرد دولت دهم پول نفت به قدر کافی وجود دارد ؟

* آیا در سالهای پیش رو و خصوصاً سال 1392 طبقات حاشیه‌ای ((متعلق به متوسط شهر))  همچنان مانند سال 1388  هزینه می دهند تا به متن باز گردند؟

* در شرایط بازگشت طبقات متوسط شهری برای کسب قدرت، ثابت شد که قرائت‌های دیگر از «اصولگرایی» نمی‌تواند، این طبقات را جذب کند و یا «اصلاح طلبان» نیز نتوانستند دوباره از این شرایط بهره بگیرند؟ حتی فرایند تغییر و استحاله طبقه جنوب نیز تا بدان حد تاثیر گذار نبوده است که این طبقات از پیرامون دولت ریزش کنند.

* تقابل «اصولگرایی» و «اصلاح طلبی» انقدر عمق داشت که نتوانستند در کنار هم  پاسخگوی نیاز اقتصادی طبقه جنوب و نیاز اجتماعی طبقه متوسط باشد؟ بنا بر این باید ببینیم که: ((آیا دولت قصد جذب ریزش طبقات به حاشیه رانده شده رقیب را دارد یا اینکه گروه پیرامونی می توانند ریزش قابل تاملی را در طبقات تثبیت شده در متن ایجاد کنند))

 آیا دولت اصول گرا توان تامین نیازهای اولیه  طبقه جنوب را همچنان خواهد داشت و این طبقه در حمایت از حاکمیت  به راه خود ادامه خواهد داد.

عمده این سئوالات تاکید بر رفتار طبقات در شرایط اتی دارند اما با توجه به ماهیت اقتصادی که طبقات فوق دارند پیش بینی عملکرد هریک از طبقات مورد نظر منوط و موکول به اجرای طرح تحول اقتصادی و اخذ اولین بازخوردهای آن خواهد بود. لذا با گنگی و ابهام در رابطه با چگونگی اجرای این طرح و در نتیجه در نبودبرآوردی از وضعیت اقتصادی طبقات مورد نظر پیش بینی این رفتار مقدور و ممکن نخواهد بود.

این است که  پاسخ روشن برای سئوالات اساسی فوق  ماهیتی اقتصادی خواهند یافت بنا بر این  تا  آن زمان اساسی ترین سوال این است که ایا دوباره معترضین نتیجه انتخابات دهم اجازه حضور در انتخابات یازدهم را خواهند یافت. گرچه مسلم است که ممنوعیت این حضور تبعاتی دردناک تر از آن چه در سال 1388  اتفاق افتاد خواهد داشت

 

 

«این هم اصل مقاله قبلی که مجدد درج می گردد»

احمدی‌نژاد؛ به سوی سامان سیاست نو

1ـ دیگر باید به فکر سامان «تحلیلی نو» از «سیاست جدید» بود. ساختارها، گفتارها، پندارها و رفتارهای سیاسی در ایران امروز تغییر یافته و «تغییرات نو» نیاز به «تدبیرات نو» دارد. ظهور «آبادگران» در شورای دوم شهر تهران تمهید آغاز «طرحی نو» در سیاست ایران بود که تا به امروز آثار آن چنان افزودن شده که باید «سیاستی دیگر» را در این سامان شناخت؛ سیاستی که به تمامه «دیگری» گفتمان دوران «خاتمی و‌هاشمی» است.

با این نگاه و رهیافت، چنین سیاستی، به جای «گفتار» با «کردار» حرف می‌زند؛ به جای «ارتباطات قدرت» بر «ارتباطات مردم» تأکید دارد؛ به جای «خواندن متن»، «حاشیه‌ها» را میدان می‌دهد؛ به جای «معامله بزرگ» بر «معاملات خرد» حساب می‌کند؛ به جای «آینده»، «حال» را می‌سازد؛ جای «رقابت با دیگری» بر «رقابت با خودی» تأکید می‌گذارد و ساخت و بافت گذشته را به کلی متحول ساخته است.

همچنین طرح جدید سیاست ایرانی: قبل از «تصمیم سازی و تدبیر»، «تصمیم گیری و اجرا» می‌کند؛ قبل از «تحلیل کردن»، «تجلیل و تعظیم» می‌کند؛ قبل از «اجرا کردن»، «اعلام» می‌کند؛ قبل از «یارگیری»، «حذف و طرد» می‌کند؛ قبل از «عمل کردن»، «تظاهر» می‌کند.

و به تعبیر «دریدا» یک گفتمان «کلام محور» تمام عیار را سامان داده است.

چنین شرایطی است که سبب می‌شود، عاملان و آمران جدید این سیاست نو و «سیاست مداران جدید»: در اوج «عمل گرایی»، تنها «سخن» بگویند؛ در اوج «اقتصادگرایی»، به علم «اقتصاد» بی توجه باشند؛ در اوج «هوشمندی» به «نخبگان» تأکید نداشته باشند؛ در اوج «اصولگرایی»، «اهل معامله» باشند؛ در اوج «جوان گرایی»، «سنت گرا» باشند و در اوج «سنت گرایی»، «رادیکال و بنیادگرا» نشان دهند.

        همه و همه این عوامل است که سبب گردیده طرح نو سیاست در ایران، خود را با یک «پارادوکس» [متناقض نمای] همیشگی تعریف و تدبیر کند. در بطن و متن «پارادوکس‌های» فوق است که «سیاست جدید» خود را پیدا می‌کند «سیاستمداران جدید» رأی می‌آورند، «مردمانی جدید» وارد صحنه می‌شوند، و موضوعات جدید درگیری‌های سیاسی ایجاد می‌کند. درست در همین گیرودار است که زمان بیانهای فلسفی، درگیری‌های روشنفکری، احزاب طرفدار مشارکت حداکثری، چالش‌های ایدئولوژی‌های مدرن چپ گرا و راست گرا، بحث از اولویت آزادی یا توسعه، جامعه مدنی یا مدینة‌النبی، دین حداقلی یا حداکثری، راه نو و تجدد دوباره و ... پایان می‌یابد و جای آنرا ارتباطات مردمی، مونوریل یا مترو، ساعت کار بانک‌ها، و تعطیل بین التعطیلین بنزین سهمیه بندی و سفر، کارگران افغانی یا ایرانی، زباله مکانیزه یا سنتی، وام ازدواج یا پیاده رو ولی عصر و ... می‌گیرد.

        سیاست جدید «کاست مدیریتی» 16 ساله را به کلی ویران می‌کند و «کاست در خود و برای خود» را ایجاد می‌کند. «سیاست جدید»، «مردان سیاست جدید» می‌طلبد زیرا چنین سیاستی «ذهن نو» می‌خواهد تا «گفتمان نو» را دریابد و «مردان سنت» در چنین شرایطی، تنها باید خود را در نسبت با «مردان جدید» تعریف کنند تا «باز تعریف» شوند و بمانند و گرنه باید به سنت «خاطره نویسی» بپردازند. هیچ تفاوتی در این میان، بین چپ و راست؛ موسوی خوئینی‌ها و ناطق نوری، کروبی و جنتی، محمدرضا باهنر و بهزاد نبوی، لاریجانی و محسن سازگارا وجود ندارد. تنها راه ماندن «مردان سنت» نسبت با «مردان جدید» است و این است که ائتلاف باهنر و احمدی‌نژاد، لاریجانی و قالیباف، کروبی و افخمی،‌هاشمی و خاتمی و ... احیاء سنت نیست بلکه باز تعریف سنت گرایان است در متن جدید با فضایی جدید و بر این اساس است که «باهنر» دیگر «راست گرا» نیست بلکه «عدالت طلب و چپ گرا»، لاریجانی دیگر «سنتی» نیست بلکه «عمل گرا و تجدد طلب» است. کروبی دیگر رئیس «مجمع روحانیون مبارز» نیست بلکه مؤسس «اعتماد ملی» است و‌هاشمی دیگر حجت الاسلام و رئیس جمهور نیست بلکه «آیت‌الله» و «رئیس مجلس خبرگان» است.

          در صورت بندی جدید دیگر «سنت گرایی» وجود ندارد، بلکه «خاطره سنت گرایی» سیاسی است که به کار «خاطره نویسی» می‌آید و «مجادلات نو» ایجاد می‌کند ـ خاطراتی که دلیل اهمیت آن اتفاق افتادن آن در گذشته نیست بلکه امکان اتفاق افتادن آنها در زمان حال است ـ «سنت گرایان چپ و راست» دیگر در آینه «عمل گرایان چپ و راست» خود را می‌بینند و این اوج فصل جدید سیاست ایران است؛ فصل احمدی‌نژاد، فصل قالیباف، فصل کروبی، فصل دبیر و ساعی و فصل چمران و بیادی.


2ـ در شرایط جدید می‌توان منتظر تحولات جدید بود، تحولاتی در همه سطوح، در همه طبقات و در همه ابعاد ذهن و زبان و زندگی ملت.

می‌توان در اوج گفتمان اصلاحات منتظر پیروزی گمنام ترین اصولگرایان بود. می‌توان در اوج محبوبیت خاتمی، به احمدی‌نژاد رأی داد. می‌توان در زمان هژمونی لیبرالیسم، گفتمان انقلابی و حزب‌اللهی را حاکم کرد، می‌توان در نظرسنجی‌ها برتر بود ولی رأی نیاورد و می‌توان به جای افراد لیست خود، از افراد لیست رقیب رأی گرفت.

          همچنین در همین فضا و چنان شرایطی است که «هاشمی» در اوج اتهام به عدم محبوبیت، نفر اول خبرگان می‌شود، «حامیان دولت» در اوج اقتدار، «شورای شهر» را واگذار می‌کنند، «اصلاح طلبان نه با قرائت تند» بلکه این بار با «ادبیات معتدل و عمل گرا» رأی می‌آورند، اصولگرایان در زمان اداره کشور به فکر حل اختلاف و ایجاد ائتلاف می‌افتند.

        و در همین فضا عجیب نیست که «شهردار مقتدر اصولگرا» نیاز به رأی «اصلاح طلبان» پیدا می‌کند. «واعظ طبسی» در لیست «اعتماد ملی» قرار می‌گیرد و «هاشمی شاهرودی» نماینده نوگرایی در فضای مطبوعاتی کشور می‌شود. عامل تعیین کننده «سیاست جدید» و «دال برتر» گفتمان نو چیست؟ تحولات جدید چه سمت و سویی را دنبال می‌کنند؟ رأی آورندگان آینده کیستند؟ چه کسانی در متن خواهند بود و چه کسانی به حاشیه خواهند رفت؟

چنین سؤالاتی، سؤالات بنیان برافکن «سیاست و گفتمان جدید» هستند. که نیاز به پاسخ‌هایی «محکم» دارند، چنین پاسخ‌هایی را باید در میان فاصله سطور جامعه، مردم و گفتمان‌های حاکم بر آنها یافت.

3ـ ظهور «کرباسچی» به عنوان «شهردار تکنوکرات تهران» اگر واجد هیچ معنای اجتماعی و سیاسی نباشد، حداقل یک معنای کاملاً جدی دارد و آن «سامان یافتن طبقه متوسط شهری» در تهران با حمایت بخشی از حاکمیت است، این البته به معنای عدم وجود طبقه متوسط شهری در گذشته نیست، ولی ظهور کرباسچی به تعبیر گرامشی موجب ایجاد خودآگاهی «در طبقه» در میان آحاد طبقه متوسط شهری شد. و این یعنی: «آغاز مطالبات طبقه متوسط شهری» که طبعاً از طریق «افزایش مشارکت این طبقه» محقق می‌شود.

به این دلیل باید «هشت سال» مدیریت بلامنازع «کرباسچی» بر عمران، خدمات و فرهنگ پایتخت را مقارن افزایش مشارکت طبقه متوسط شهری دانست. طبقه‌ای که با دو شاخصه خود را تعریف می‌کند: «ارتقاء تحصیل» و «توسعه ثروت» انتشار روزنامه تمام رنگی همشهری در تیراژ فراوان، ساخت فرهنگسراهای رنگارنگ، روییدن اتوبانهای شرقی – غربی و شمالی – جنوبی، توسعه بی رویه کالبد شهر، ایجاد فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهروند و رفاه، بوستانهای بی حصار شهری و ... همه مطالبات اجتماعی، «طبقه متوسط شهری» بودند که در سطح «سیاست و قدرت» معنای درخوری را نمی یافتند، در چنین شرایطی طبقه متوسط احساس کرد، باید در سیاست و قدرت کشور هم نقش داشته باشد و «کرباسچی» نماد چنین تغییر نقشی نیست زیرا هر چند او تکنوکرات و موافق آزادی اجتماعی است ولی «آزادی سیاسی» واجد هیچ معنای محصّلی نه در رفتار او و نه حتی در رفتار «مرشدش» «هاشمی رفسنجانی» نیست.

احساس «طردشدگی» طبقه متوسط در دوم خرداد 76 به ناگاه در نسبتی با نخبگان، جوانان، زنان و حتی طبقات حاشیه‌ای تبدیل به گفتمان «خاتمیسم» و «حماسه دوم خرداد» شد که نماد «توسعه سیاسی»، «نخبه گرایی»، «تحصیل مداری» و «جامعه مدنی» بود. «خاتمی» چه در رفتار، چه گفتار و چه حتی پندار تجلی خواسته‌های طبقه متوسط شهری در «گفتمان مسلط سیاسی» بود و ناکامی خاتمی هم معنایی جز «ناامیدی» طبقه متوسط و نخبگان شهری نداشت: لیکن هشت سال ریاست جمهوری «خاتمی» با آراء بسیار بالاتر از حد انتظار و گفتمان به شدت مسلط طبقه متوسط، موجب سامان یابی طبقه جدید «مشارکت خواهی» در کشور شد که به هیچ عنوان ارتباطی با گفتمان طبقه متوسط شهری و شاخص‌های این طبقه یعنی: «تحصیل» و «ثروت» نداشت.

«طبقه جدید» اتفاقاً در دوران خاتمی در «جنوب تهران» و «شهرری» سامان خود را پیدا کرد و ترور سعید حجاریان توسط یکی از اهالی «شهرری» آغاز حضور جدی این طبقه در متن سیاست ایران بود. «حضوری که به مانند «طبقه متوسط» [که در مقطعی احساس] «طردشدگی» نمود، همراه با احساس «سرکوب» و «طرد» از سوی «گفتمان حاکم در دولت خاتمی» آغاز شد. «طبقه جنوب» نه علاقه زیادی به «تحصیل و کارشناسی» و بیانات روشنفکری «دوران خاتمی» و نه بهره زیادی از ثروت تولید شده و آمارها و عدد و رقم‌های سازندگی «دوران‌هاشمی» داشت و با هر گونه نهادهای چنین گفتمانی سرستیز برداشت.

«دوران خاتمی» هر چقدر «ناامیدی» طبقه متوسط شهری را افزود، به همان میزان احساس «طردشدگی» طبقه جنوب را دامن زد و این یعنی فصلی نو در سیاست؛ «مشارکت جنوب و تحریم طبقه متوسط و شمال».

طبقه مرفه بازاری قدیم، طبقه حزب‌اللهی و مذهبی و ایثارگر، طبقه روستایی و حاشیه نشین شهری که هر یک به نوعی در دوره خاتمیسم احساس «طردشدگی» در سطح گفتمان سیاسی می‌کرد، خود را با «جنوب» همسان دید و به ناگاه «حاشیه جنوب»، تبدیل به «متن مرکز» شد و گفتمان جنوب نه تنها، در سطح جنوب بلکه در سطح همه مشارکت کنندگان و طبقات طرد شده مسلط گردید. ظهور احمدی‌نژاد در سطح گفتمانی، معنایی جز هژمونیک شدن «گفتمان جنوب» در سطح قدرت و سیاست نداشت. گفتمانی که تسلط خود را در طرد «طبقه متوسط شهری» و شاخص‌های آن می‌دید. در چنین شرایطی حاملان «گفتمان جنوب»، «دیگری» جز «طبقه متوسط» را برای خود تعریف نکردند و طبعاً «سیاستمدارانی» که می‌خواستند در چنین فضایی «بسیج سیاسی» ایجاد کنند باید نسبت به اتخاذ موضع «طردی» نسبت به «طبقه متوسط» و شاخص‌های آن اقدام کنند.

آغاز چنین طردی انتخابات «شورای دوم تهران» پاسخ گرفت، و در انتخابات مرحله دوم ریاست جمهوری عملاً رقابت «هاشمی» و «احمدی‌نژاد» تبدیل به «جنگ جنوب و شمال» شد و عدم مشارکت طبقه متوسط و مشارکت شگفت انگیز جنوب سرنوشت این انتخابات را رقم زد. این آرایش جنگی چنان بین دو مرحله انتخابات ریاست جمهوری نهم ملموس است که به ناگاه «احمدی‌نژاد» که در دوره اول در بسیاری از استانهای محروم غربی کشور رأی خوبی نداشت، رأی اول همه استانهای محروم و مشارکت کنندگان جنوبی شهرهای بزرگ را بدست آورد و طبقه متوسط شهری چنین اتفاقاتی را در سکوت و تحریم نظاره می‌کرد و گفتمان «عدالت احمدی‌نژاد» جایگزین «گفتمان توسعه سیاسی طبقه متوسط» شد.

 امروز «عامه» در سیاست حضور جدی را تجربه می‌کنند و «نخبگان» که «آرمان توسعه» را با «کارشناسی و ثروت» پی گیری می‌کنند، خود را طرد شده می‌بینند. دوران جدید سیاست ایران، با احمدی‌نژاد صورت مشخص می‌یابد، و داستان مکرر طرد و جایگزینی طبقه متوسط آغاز می‌شود: عدم تغییر ساعت رسمی، نفت بر سر سفره‌های مردم، سهام عدالت، افزایش حقوق کارمندان، حذف سازمان مدیریت و برنامه ریزی، سفرهای استانی و وعده‌های شهرستانی، ادغام شوراهای عالی کشور، همه و همه نمادهای اوج چنین دورانی است؛ «دوران طرد طبقه متوسط». در چنین شرایطی دوباره درخواست مشارکت در «طبقه متوسط شهری» افزایش می‌یابد، «اصلاح طلبان» دوباره رمق می‌گیرند، گفتمان عدالت شروع به قرائت شدن در لایه‌های مختلف و در قالب اصولگرایی‌های متفاوت می‌کند و «سیاست جدید» سؤالات جدید تولید می‌کند:

* آیا دوباره به مانند دوره خاتمی، طبقات طرفدار دولت ناامید می‌شوند؟

* آیا باز طبقات حاشیه‌ای که این باره متعلق به متوسط شهر هستند، به متن باز خواهند گشت؟

* در شرایط بازگشت طبقات متوسط شهری، آیا قرائت‌های دقیق تری از «اصولگرایی» می‌تواند، این طبقات را جذب کند و یا «اصلاح طلبان» دوباره از این شرایط بهره می‌گیرند؟

* آیا بهره‌هایی آزاد از «اصولگرایی» و «اصلاح طلبی» می‌تواند پاسخگوی نیاز اقتصادی طبقه جنوب و نیاز اجتماعی طبقه متوسط باشد؟

 

·                      نظام چه ساز و کاری را جهت جذب طبقه متوسط برای بازی در چارچوب جدید در پیش می‌گیرد؟ و در این میان «اصولگرایان» و «اصلاح طلبان» و نیروهای «جریان سوم» و اصولگرایان اصلاح طلب چه نقشی را بازی می‌کنند؟

·                                           
به نظرم پاسخ به این سؤالات در گرو «تحلیل» نیست بلکه منوط به «تصمیمات»، آینده‌ها، گروه‌ها، جریانها و لایه‌های مختلف خرد و کلان سیاسی کشور است و روشن است که صورت عدم اتخاذ تصمیمات جدید، تحولات جدید و عجیب بر تصمیمات قدیم سبقت خواهند گرفت.

 

 

نظرات کاربران :

 

·    تحلیل جالبی بود ولی به هر حال با این وضع موجود سیل شعارهای دولت همان قشر جنوب احتمالا تا انتخابات بعدی امیدوار باقی خواهند ماند و این گروه سنت شکن رادیکال دوباره از پیکره نیمه بیجان و درمانده جنوب بر سر کار خواهد آمد. بیچاره مردم جنوب که امید به چه کسانی دارند.

·    این مقاله نگاهی کاملا تک بعدی به موضوع رفتار ملت ایران در انتخابات بود که با شمال و جنوب و مرکزی کردن ملت می خواست رفتارهای مردم را طی دوره هایی کاملا متفاوت و با تجربیات و تحولات درونی و بیرونی کاملا متمایز با یک خط کش اندازه گیری اجتماعی تجزیه و تحلیل کند . جامعه شناسی و رفتار شناسی ملتها مدتهاست که با این نوع دسته بندی ها فاصله گرفته و ساده اندیشی ها را کنار گذاشته است . هم اکنون تئوری های نوین که بر روی دینامیک رفتاری ملت ها کار می کنند و شاخص های اندازه گیری متعددی را برای تشخیص چگونگی واکنش آنها به تحولات محیطی در نظر می گیرند ارائه شده که با دیدی سیستمی موضوعات را نگاه کرده و امکان پیش بینی رفتار آینده ملتها را به تحولات متفاوت داخلی و خارجی به تحلیل گران می دهد . تا این میزان ساده انگاری رفتار ملتها در قبال تحولات خطای بزرگی است و در خصوص ملت ایران که واقعا تابع رفتاری پیچیده ای دارد اینگونه ساده انگاری قطعا بار علمی ندارد . توصیه اینجانب به جناب آقای مجید حسینی مطالعه بیشتر تئوری های نوین است که هویت ها را برداری می بینند و در زمان های متفاوت سوگیری های متفاوت را درون یك جامعه و حتی یك فرد امکان پذیر می دانند

 


نوشته شده در : دوشنبه 2 فروردین 1389  توسط : arman.    نظرات() .

Lorrie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:57 ب.ظ
I couldn't refrain from commenting. Very well written!
Dulcie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:23 ق.ظ
Your means of explaining everything in this article
is truly pleasant, every one can easily be aware of it,
Thanks a lot.
دوشنبه 13 مهر 1394 02:33 ب.ظ
http://cbii.blogsky.com
این آدرس وبلاگ کارمندان بان مرکزیه ...
خوشحال میشیم به اینجا سرس بزنید
برنامه دریافت جدیدترین یوزرنیم و پسورد نود 32
پنجشنبه 12 شهریور 1394 03:22 ب.ظ
ســــلام !
وبلاگتان زیباست!

ما برای کاربرانی که از آنتی ویروس نود 32 استفاده میکنند ، برنامه ای طراحی کردیم که بتوانند جدیدترین یوزرنیم و پسورد نود 32 را تنها با یک کلیک دریافت کنند.
این برنامه نیاز به نصب ندارد و حجم آن کمتر از 100 کیلوبایت میباشد و هیچگونه تبلیغات مزاحم به همراه خود ندارد!
با دانلود این برنامه از این پس تنها با یک کلیک و در کمتر از 3 ثانیه جدیدترین یوزر و پسورد آنتی ویروس خود را دریافت کنید.
این برنامه کاملا رایگان میباشد و دائما پشتیبانی و آپدیت میشود.
امکاناتی دیگر مانند مشاهده قیمت ارز و طلا و مشاهده جدول لیگ برتر و ... نیز به نرم افزار اضافه میشود.
برای دانلود به وبلاگ ما بیایید.
لطفا برای حمایت از ما ، وبلاگ ما را لینک کنید.
موفق باشید
محمدرضا
پنجشنبه 8 مرداد 1394 01:57 ب.ظ
سلام خوبی؟؟؟؟ وب توپی داری لطفا به منم سر بزن

پاپ آپ یخی
چهارشنبه 5 فروردین 1394 11:08 ب.ظ
سلام دوست عزیز!

وبلاگت خیلی زیباست!

یک پیشنهاد عالی برای کسب در آمد از وبلاگت دارم

سیستم کسب درآمد پاپ آپ یخی -- ثبت شده در ستاد ساماندهی

نرخ هر آی پی = 60 ریال

پاپ آپ اول = 30 ریال و دومی 30 ریال

تسویه حساب منظم و هفتگی - پاسخگویی و پشتیبانی 24 ساعته

ابتدا وارد سایت شوید و ثبت نام کنید

بعد از ثبت نام وبسایت خودتون رو ثبت کنید تا تایید بشه

بعد یک کد در قالب وبلاگتون قرار میدید

بعد به ازای هر بازدید کننده 60 ریال دریافت میکنید

همین حالا ثبت نام کرده و شروع به کسب درآمد کنید!

پرداخت منظم و شمارش بالا از مزیت های سایت ماست

کافی است امتحان کنید!

اگه سوالی داشتی میتونی از پشتیبانی سایت بپرسی

مطمئنم خوشتون میاد و راضی خواهید بود!

منتظرما!

محمد
شنبه 1 فروردین 1394 03:06 ب.ظ
سلام
خیلی باحال بود مطالبت :)
با تبادل لینک موافقی؟
موافق بودی لینک کن بعد خبر بده لینکت کنم
کتاب آموزش مسائل جنسی و زناشویی برای اولین بار کاملا تصویری و عکسهای واقعی
پنجشنبه 7 اسفند 1393 07:13 ب.ظ
اگر سنتان زیر 18 سال میباشید خواهش میکنم این نظر رو نخونید.
کتاب آموزش مسائل جنسی و زناشویی برای اولین بار کاملا تصویری و عکسهای واقعی
این کتاب صد در صد مورد نیاز شماست چه مجرد و چه متاهل
فقط تا برای مدتی محدود با این قیمت استثنایی عرضه میشود.
این کتاب آموزشی مخصوص افراد بالای 18 سال بویژه زوج های جوان است.
از عواقب خودارضایی با خبرید؟
موثرترین راههای ترک ان را می دانید؟
آقایان ! از زود انزالی رنج می برید ؟
خانم ها ! همسرتان قادر به ارضا شما نیست ؟
از سایز آلت خود ناراضی هستید ؟
نظر خانم ها را در این مورد می دانید؟
میخواهید به همراه همسرتان ارگاسم طولانی و دلپذیر داشته باشید ؟
می خواهید لذت جنسی دو طرفه را تجربه کنید؟
جواب همه افراد مثبت است اما به علت حجب و حیا در خانواده ها اموزش این مسائل مهم به خوبی صورت نمیگیرد و به علت عدم اگاهی و در برخی موارد اگاهی های غیر علمی و ناقص بسیاری افراد قادر به لذت بردن ازاین عواطف و احساسات خدادادی نیستند و برعکس عامل سرخوردگی و نگرانی و تشویش و اختلال در زندگی روزمره شان نیز می شود.
این کتاب در سایر سایت های دیگر به قیمت های بالا به فروش میرود.
اما ما به دلیل اهمیت آن این کتاب را تنها با 5000 هزار تومان در اختیار شما قرار می دهیم.
برای دیدن فهرست مطالب و خرید این کتاب به وبلاگ ما مراجعه کنید.
با لینک کردن وبلاگ ما ، گامی مهم در حل مشکلات جنسی جوانان جامعه بردارید.
در صورت مسدودی وبلاگ به ما ایمیل بزنید.خرید این کتاب بسیار آسان است.

شبکه اجتماعی فیس پلاک
جمعه 5 دی 1393 07:10 ب.ظ
سلام از وبلاگتون دیدن کردیم
از شما رسما دعوت میکنیم تا در شبکه ما عضو شوید و مطالبتان را به اشتراک گذارید تا بقیه هم استفاده کنند
منتظر حضور شما دوست عزیز هستیم!

با تشکر
مدیریت شبکه اجتماعی فیس پلاک
گلنار سافت
پنجشنبه 15 آبان 1393 02:01 ق.ظ
سلام وبلاگت عالیه!
حتما براش خیلی زحمت میکشی!
میخوام بهت یه برنامه معرفی کنم که کار تو رو راحت تر کنه.
این برنامه به طور اتوماتیک که اجرا میشه به وبلاگت وارد میشه و برات پست ارسال میکنه.
این پست ها از وبلاگ های بروز شده و سایت های بزرگ انتخاب میشه
یعنی هرروز وبلاگت آپدیت میشه بدون اینکه کاری انجام بدی.
در هر روز میتونه تا 100 تا پست ارسال کنه که هیچکدام تکراری نیست.
در ضمن میتونی موضوع پست ها رو هم خودت انتخاب کنی. تنوع موضوعاتش خیلی زیاده مثل علمی، سیاسی، اقتصادی، ورزشی، سرگرمی، موزیک و صد ها موضوع متنوع دیگه .
با بروز شده اتوماتیک وبلاگت آمار بازدیدت هم خیلی میره بالا.
همچنین میتونی پست های مورد علاقه ات رو توش ذخیره کنی و بهش زمانبندی ارسال بدی تا بفرسته.
قیمتش ماهانه فقط 5000 تومانه.اگه دو ماه بخری میتونی همیشه رایگان استفاده کنی.
تو میتونی اول با نسخه آزمایشی تست کنی که کار میکنه و وقتی مطمئن شدی ، بخری.
برای دانلود نسخه آزمایشی به وبلاگم بیا. ورژن 2 منتشر شد.
اگه وبلاگ حذف شده بود به این آدرس برو :
www.mihanautopost.fablogs.ir
اگه سوالی یا مشکلی داشتی بهم ایمیل بزن.
فعلا خدانگهدار!
سارا شکیبا
یکشنبه 13 مهر 1393 09:18 ب.ظ
سلام وبلاگت قشنگه!

من بازی های آندروید زیادی توی وبلاگم گذاشتم

حتما بیا دانلود کن و نظر برام بذار!

ممنون
زیمابی
شنبه 1 شهریور 1393 10:00 ق.ظ
جذاب ترین فروشگاه اینترنتی

زیمابی - سایت انتخاب و خرید جدیدترین کالاهای دیجیتالی به همراه ارائه محتوای تخصصی بصورت ویدئویی و مرجع نقد و بررسی کامل کالا جهت خدمت رسانی به مشتریان اینترنتی

صفحه نخست : www.ZIMABI.com
شبکه ویدئوها : www.zimabi.com/videos
تبادل نظر کاربران : www.zimabi.com/blog
دانلود های رایگان : www.zimabi.com/download
خبرگزاری برندها و تکنولوژی : www.zimabi.com/news
پاپ من
چهارشنبه 15 مرداد 1393 12:33 ب.ظ
سلام دوست عزیز!

یک پیشنهاد عالی برای کسب در آمد از وبلاگتون

سیستم کسب درآمد پاپ من

ثبت شده در ستاد ساماندهی

نرخ هر آی پی = از 60 تا 150 ریال

پاپ آپ اول = 30 ریال و دومی 30 ریال

تسویه حساب منظم و روزانه

اول از طریق لینک زیر ثبت نام کنید

بعد از ثبت نام وبسایت خودتون رو ثبت کنید

بعد یک کد در قالب وبلاگتون قرار میدید

بعد به ازای هر بازدید کننده 60 تا 150 ریال دریافت میکنید

از طریق لینک زیر ثبت نام کرده و شروع به کسب درآمد کنید!

پرداخت منظم و شمارش بالا از مزیت های سایت ماست

کافی است امتحان کنید!

مطمئنم خوشتون میاد و راضی خواهید بود!


لینک ثبت نام :
http://popman.ir/user/signup/ref:437

منتظرما!

Mehdi
چهارشنبه 1 تیر 1390 04:25 ب.ظ
سلام. چون توی کار بانک و پول و مالی بودید گفتم شاید لینک پایین به دردتون بخوره. اگر مفید باشه که خوشحال میشم و اگر هم نه، که عذرخواهی می کنم. http://barangroup.ir/pages.asp?page=175

karmand e azmayeshi e asbagh
جمعه 18 تیر 1389 11:43 ب.ظ
سلام همکار ، نوشته تون برای من واقعا سخته فهمش !

یه مسابقه ی وبلاگی بانکی ترتیب دادم به نام اعتراف بزرگ ،
شما هم دعوتی !
اگر شد توی وبلاگ خودت بنویس جواباتو ؟
می شه همکارای دیگه ی بانکی رو هم دعوت کنین ؟

http://www.banker1bank.blogfa.com/post-58.aspx
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر